۷ چیز ضروری که هر عکاس برتر به همراهید یاد بگیرد

۲۲ بهمن ۱۳۹۶ عکاسی


فرق بین یک عکس خوب و یک عکاس خوب چیست؟ تفاوت در ثبه همراهت و پایداری هست. برای همه ما پیش آمده که به طور شانسی یک عکس خوب گرفته به همراهشیم. شما کاملا مطمئن نیستید که چطور موفق به گرفتن آن شدید، اما همه چیز به طرز جادویی در جای خود قرار گرفت و شما تصویری را ثبت کردید که به همراهعث می شود احساس کنید یک ستاره به تمام معنا هستید. اما مهم این هست که بتوانید آن هیبت و شکوه را دوبه همراهره تکرار کنید… به همراهرها و به همراهرها. این کاری هست که عکاسان عالی می توانند انجام دهند.

پس عامل موفقیت چیست؟ خوش شانسی؟ گرفتن یک تریلیون عکس به طوری که چند تا از آن عکس های خوب اتفاقی در بین آنها به همراهشد؟

نه. همه چیز به لیست کوتاهی از اصول و قواعد برمی گردد. اینها چیزهایی هستند که عکاسان می دانند، به طوری که وقتی زمان آن فرا رسد، می توانند این اطلاعات را وارد عمل کنند تا به آنها کمک کند آن تصاویر برنده را بگیرند.

پس می خواهید عکس های عالی بگیرید؟ می خواهید به عنوان یک عکاس پیشرفت کنید؟ این جایی هست که به همراهید از آن شروع کنید.

۱

دوربین خود را بشناسید

آیا فکر می کنید برخی عکاسان حرفه ای وجود دارند که به طور کامل نمی دانند چطور دوربین خود را کنترل کنند؟ درست هست. من از کجا می دانم؟

قبلا خودم یکی از آنها بودم.

بله، این یک اعتراف زشت بزرگ هست، اما حقیقت دارد. ما به همراه عکاس برتر در مُد اولویت دیافراگم شروع کردیم، و اجازه دادیم دوربین به جای ما فکر کند.

ما فکر می کردیم این کار آسان تر و سریع تر از یادگیری تمام آن مسائل تکنیکی ترسناک هست.

و شما می توانید برای مدتی به این شیوه ادامه دهید. دوربین ها از همیشه هوشمندتر شده اند، و می توانند برای شما خیلی دقیق عمل کنند. اما ندانستن این مسائل تکنیکی شما را عقب نگه می دارد، و در رده «عکاس برتر شانسی» قرار می دهد.

چیزی که من اینجا دارم در مورد آن صحبت می کنم، نیاز به درک ویژگی های ضروری دوربین و لنزتان هست، و دانستن این که چطور این امر بر روی ظاهر تصاویر شما تاثیر می گذارد.

شما به همراهید بدانید چطور تغییر دیافراگم بر ظاهر عکس شما تاثیر می گذارد.

شما به همراهید بدانید چطور سرعت شاتر خود را تنظیم کنید تا نتایجی که می خواهید را به دست آورید.

شما به همراهید بتوانید ایزویی را انتخاب کنید که مناسب شرایط شما به همراهشد.

و آن وقت، بر اساس ویژگی های دوربین خود، به همراهید در مورد مُدهای درایو، تراز سفیدی، فوکوس، مُدهای تثبیت کننده و غیره بدانید.

خوشبختانه این مسائل آنقدر که به نظر می رسد دشوار نیستند. در واقع شما می توانید تمام آنها را تنها در چند ساعت یاد بگیرید. وقتی این کار را انجام دادید، آماده اید تا به مرحله بعدی بروید.

۲

درک نوردهی

زمانی که شما درک دقیقی در مورد دیافراگم، سرعت شاتر و ایزو، و این که چطور بر ظاهر عکس های شما تاثیر می گذارند پیدا کردید، به همراهید همه آنها را در کنار هم قرار دهید و یاد بگیرید که آنها چطور به همراه هم تعادل پیدا می کنند تا بتوانید یک نوردهی خوب ایجاد کنید.

یکی از سخت ترین چیزها این هست که بفهمید منظور افراد از یک «نوردهی خوب» چیست. برخی از افراد فکر می کنند که تنها یک نوردهی درست و یک نوردهی اشتبه همراهه وجود دارد و اگر آن را اشتبه همراهه به دست آورید یک احمق هستید.

این طرز فکر احمقانه هست.

و اگر به اینترنت مراجعه کنید و سعی کنید تعریف روشنی به دست آورید؟ ها، موفق به همراهشید! همه آن تعریف ها فوق العاده گیج کننده هستند، و واقعا به اصل نحوه ایجاد یک نوردهی خوب نمی پردازند.

(نوردهی مورد علاقه من «شدت نوری که بر روی یک فیلم عکاس برتر می افتد ضرب در زمانی که نوردهی می شود هست»… اوه… پس من به یک ماشین حساب نیاز دارم؟)

بنابراین ما تعریف خودمان را از نوردهی ارائه دادیم:

یک نوردهی خوب، میزان روشنایی هست که می خواهید تصویر داشته به همراهشد.

اگر از چیزی که شما می خواهید روشن تر به همراهشد، زیاد نوردهی شده هست. اگر تاریک تر از چیزی که شما می خواهید به همراهشد، ناکافی نوردهی شده هست.

ساده هست.

در نهایت، همه چیز به تصمیم خلاقانه شما بستگی دارد. شما عکاس هستید. اما به همراهید بدانید چطور همه چیز را تنظیم کنید تا به نوردهی مورد نظر خود دست یابید، و چطور از دوربین خود برای کمک به فهمیدن آن هستفاده کنید.

۳

تسلط بر نور

اجازه دهید به همراه گفتن این جمله شروع کنم که من فکر نمی کنم هیچ کس واقعا بتواند کاملا بر نور مسلط شود (شاید به هستثنای خدای یونانی آپولو). ما عکاسان برده های خوشحال و مشتاق نور هستیم. بدون آن ما نمی توانیم کارمان را انجام دهیم. و نور می تواند یک اربه همراهب بی ثبه همراهت و بی دوام به همراهشد (به خصوص اگر از نور طبیعی هستفاده کنید).

اما یادگیری در مورد نور، درک جنبه ها و ظرافت های مختلف آن، دانستن نحوه کار به همراه آن در هر شرایطی، ایجاد آن، دنبه همراهل کردن آن… خب، اینها واقعا پیگیری های مادام العمر عکاس هستند. ما هیچ وقت واقعا تسلط کامل پیدا نمی کنیم، اما ممکن هست به همراه سالها تمرین، به آن نزدیک شویم.

از کجا شروع کنیم؟ ساده هست. از بیرون. زمانی که قدم به بیرون می گذارید، فرصت های نورپردازی بی شماری در انتظار شما هستند. آیا می توانید در نور شدید هنگام ظهر عکس بگیرید؟ در نور ساعت طلایی؟ پس از غروب خورشید؟ زمانی که ستاره ها ظاهر می شوند؟

سپس به داخل خانه برگردید. از نور پنجره ها هستفاده کنید. تنوع نامحدودی آنجا وجود دارد، و در چنین سناریوی ساده (اما پیچیده) ای شما کم کم می توانید نکات ظریف تری را یاد بگیرید.

برای ادامه یادگیری آماده اید؟ ایجاد نور مورد نظر خودتان را امتحان کنید (مثل یک جادوگر!) یاد بگیرید که چطور از یک فلاش اکسترنال هستفاده کنید. چند لامپ هستودیویی کرایه کنید، قرض بگیرید یا بخرید، و شروع به ایجاد تنظیمات نورپردازی خودتان بکنید.

به جستجوی نور ادامه دهید، به یادگیری در مورد آن ادامه دهید، و به قرار گرفتن در شرایط نوری جدید ادامه دهید. این کار یک عمر ماجراهای عکاس برتر، و بیش از چند تصویر عالی برای شما به ارمغان خواهد آورد.

۴

کاوش عمق میدان

خیلی خب، خیال به همراهفی در مورد نور کافی هست. بیایید وارد عمل شویم.

عمق میدان بخش بزرگی از عکاس برتر شمهست که احتمالا تا حد زیادی آن را دست کم می گیرید.

من می دانم، چون خودم آن را دست کم گرفته ام. و می دانم که هنوز هم این کار را می کنم. شما چطور؟

عمق میدان یکی از آن چیزهایی هست که در ابتدا ساده به نظر می رسد، و هرچه بیشتر یاد می گیرید پیچیده تر می شود. اما یادگیری در مورد آن، حتی در سطح پایه، تغییر زیادی در کار شما ایجاد خواهد کرد.

به عنوان مثال، شما بدون این که اول در مورد عمق میدان یاد بگیرید، ممکن هست فکر کنید که برای به دست آوردن کمی تاری در پس زمینه تصویرتان، فقط به همراهید مقدار دیافراگم خود را کم کنید.

اما فاصله کانونی، فاصله سوژه تا پس زمینه، و فاصله دوربین تا سوژه را در نظر نگرفتید. و به همراه ترکیب عوامل خاص، دیافراگم شما ممکن هست در واقع تاثیر بسیار کمی بر عمق میدان داشته به همراهشد یا اصلا تاثیری نداشته به همراهشد. این کاملا درست هست. گاهی اوقات هیچ تفاوت عمق میدان قابل توجهی بین f/1.4 و f/11 وجود ندارد.

هنگامی که شما کم کم می فهمید که همه اینها چطور به همراه هم ارتبه همراهط دارند، می توانید تاری پس زمینه چشمگیری به دست آورید، حتی به همراه یک دوربین کامپکت در یک دیافراگم زیاد، تنها به همراه دانستن این که دقیقا چطور به همراهید تمام متغیرها را کنترل کنید.

یک تصور غلط دیگر در مورد عمق میدان این ایده هست که «عمق میدان کم همیشه بهتر هست». هنگامی که تازه شروع به کار می کنید، عمق میدان کم یک تکنیک جدید و هیجان انگیز هست. اما در هستفاده از آن زیاده روی نکنید. تا به حال دیده اید که یک عکس سر و شانه (هدشات) گرفته شده در ۸۵mm و f/1.2 چطور به نظر می رسد؟ یک بوکه زیبه همراه به راحتی می تواند حواسمان را پرت کند، و فراموش کنیم که حتی یکی از آن گردی های چشم هم در فوکوس نیست. امم، خب این کاملا درست نیست.

از دیافراگم های زیاد نترسید. یا دیافراگم های کم. در واقع، اصلا از دیافراگم نترسید. یاد بگیرید که عمق میدان چطور کار می کند، و سپس از آن به عنوان یک تصمیم خلاقانه برای درست از کار درآوردن تمام تصاویر هستفاده کنید. این کاری هست که یک عکاس عالی انجام می دهد. آنها گزینه های خود را می دانند، و از تمام آنها هستفاده می کنند. مطلب پیشنهاد شده در پایین شما را به همراه تمام عوامل تاثیرگذار بر عمق میدان آشنا می کند.

بیشتر بخوانید: عمق میدان را عمقی یاد بگیرید

۵

شناخت پرسپکتیو

این شاید یکی از تحسین شده ترین موضوعات در عکاس برتر هست. به بیان ساده، پرسکتیو مربوط به روابط فضایی بین اجسام در کادر شمهست – اندازه های آنها، قرارگیری آنها، و فضای بین آنها. تمام این تعیین موقعیت ها شیوه ای که بیننده شما صحنه را تفسیر می کند را تغییر می دهند. این ممکن هست به همراهعث شود همه چیز سه بُعدی تر به نظر برسد، و یک حس عمق به عکس بدهد، یا ممکن هست همه چیز را تخت و مسطح کند.

بنابراین چرا این موضوع به وضوح مهم به طور گسترده مورد بحث قرار نگرفته هست؟ چون پیچیده هست! یا حداقل در نگاه اول می تواند پیچیده به همراهشد.

بیایید ساده شروع کنیم. زمانی که شما عکس می گیرید، جایی که در آن قرار می گیرید یک تصمیم بسیار مهم هست. این چیزی هست که پرسکتیو شما را تعیین می کند. و تغییر پرسپکتیو می تواند عکس شما را از یک تصویر معمولی به یک تصویر کاملا جذاب تبدیل کند.

شناخت پرسکتیو به تمرین و آزمایش زیادی نیاز دارد. و کمی تکان دادن پاهایتان، اینکه دولا شوید، دراز بکشید، روی یک نردبه همراهن به همراهیستید، روی یک ساختمان به همراهیستید، یک قدم به جلو بردارید، یک قدم به چپ بردارید. این چیزها پرسپکتیو شما را تغییر می دهند و تاثیرات عمده ای بر ظاهر و احساس عکس های شما ایجاد می کنند. آزمایش کنید. هر به همراهر که پرسپکتیو خود را تغییر می دهید عکس بگیرید، و بعدا آنها را به همراه هم مقایسه کنید. این کار چطور تصویر را تغییر می دهد؟

حالا فاصله کانونی چطور؟ آیا پرسپکتیو را تغییر می دهد؟ به لحاظ تکنیکی نه. این زاویه دید را تغییر می دهد (به عبه همراهرت دیگر، زاویه صحنه ای که دوربین شما ثبت می کند). لنزهای واید مقدار وسیع تری از یک صحنه را ثبت می کنند. تنها تغییر لنز پرسپکتیو را تغییر نمی دهد (هرچند ممکن هست اینطور به نظر برسد). زمانی که شما تغییر لنز را به همراه تغییر موقعیت ترکیب می کنید، پرسپکتیو تغییر می کند.

۶

غلبه بر ترکیب بندی

اکنون کمی فراتر می رویم، و وارد بحث ترکیب بندی می شویم. این یک موضوع مهم هست که مربوط به نحوه سازماندهی المان های بصری کوچک مختلف در صحنه می به همراهشد. این بحث گسترده تر از پرسپکتیو هست، و شامل چیزهایی مانند نور، خطوط، اَشکال، فرم ها، رنگ ها، کادرها، به همراهفت ها، الگوها، حرکت، به همراهزتاب ها و غیره می به همراهشد.

شما ممکن هست «قوانین» ترکیب بندی را شنیده به همراهشید: قانون یک سوم، فضای منفی، تعادل بصری. قوانین ترسناک، و کسل کننده به نظر می رسند، و این ایده که شما قبل از این که مجاز به عکاس بودن به همراهشید به همراهید بنشینید و آنها را حفظ کنید، احتمالا بسیاری از عکاسان را از غوطه ور شدن در دنیای شگفت انگیز ترکیب بندی به همراهز می دارد.

اما من اینجا هستم تا به شما بگویم که «قوانین» در واقع قانون نیستند. آنها بیشتر شبیه دستورالعمل هستند. اینها راه هایی برای سازماندهی المان ها در کادر شما هستند که به گفتن یک دهستان، انتقال یک احساس، یا جلب توجه بینندگان کمک می کنند. همه آنها چیزهای جالب و سرگرم کننده ای هستند، و چیزهای بسیار ضروری اگر بخواهید یک عکاس عالی به همراهشید.

به عنوان مثال، آن «قانون یک سوم» که همیشه در مورد آن می شنوید. خب، این نشان می دهد که به همراه قرار دادن سوژه در امتداد یکی از این خطوط یک سوم جادویی، یا در تقاطع خطوط (چیزی که من دوست دارم آن را یک نقطه عالی بنامم)، ناخودآگاه اهمیت آن المان را در کادر خود افزایش می دهید. و دانستن این موضوع مهم هست، چون می تواند به شما کمک کند تا نگاه بیننده خود را به جایی که می خواهید هدایت کنید!

اما اگر احساس می کنید این قانون را دوست ندارید، می توانید آن را عمدا بشکنید، و سوژه خود را کاملا در مرکز کادر قرار دهید. شاید بخواهید تقارن سوژه خود را برجسته کنید. شاید یک سوژه بسیار جدی هست، و قرار دادن آن در مرکز آن احساس را تقویت می کند.

این به شما، هستاد عکاس برتر بستگی دارد. زمانی که شما در مورد ترکیب بندی بدانید، برای هر عکسی که می گیرید، انواع گزینه های جالب و سرگرم کننده مانند این را در نظر می گیرید.

بیشتر بخوانید: کلیه مقالات ترکیب بندی عکاس برتر

۷

پس پردازش خود را عالی و بی نقص کنید

بیایید این مطلب را به همراه موضوعی که کمی بحث برانگیز هست به پایان برسانیم.

ببینید، در دنیای عکاس برتر دو دسته از افراد وجود دارند. کسانی که معتقدند پس پردازش (هستفاده از نرم افزار برای ویرایش تصاویرتان پس از این که گرفته شدند) در بهترین حالت اتلاف وقت، و در بدترین حالت انحراف واقعیت هست.

دسته دیگر معتقدند که پس پردازش ابزاری هست که یک عکاس می تواند از آن هستفاده کند تا به همراه کمک آن تصاویرش بیشتر شبیه به آنچه که چشم آنها در هنگام گرفتن عکس شاهد آن بود شود، یا حالت عکس را بهبود بخشد یا یک دهستان بگوید. این یک تکنیک خلاقانه هست که قدمت آن به اندازه خود عکاس برتر هست.

پس پردازش یک مهارت ضروری برای یک عکاس دیجیتال هست. (حتی عکاسان فیلم هم پس پردازش انجام می دهند!)

این یک واقعیت ساده هست که تصاویری که مستقیما از دوربین بیرون می آیند، چیزی جز صحنه اصلی که از آن عکس گرفته شده به نظر نمی رسند. آنها کسل کننده، تخت و بی روح هستند.

پس پردازش به همراه تنظیم چیزهایی مانند کنترهست، روشنایی، وضوح، و اشبه همراهع، به به همراهزگرداندن آن زیبه همراهیی کمک می کند.

سپس شما می توانید حتی از این هم فراتر بروید.

به همراه برنامه هایی مانند لایت روم می توانید کارهایی مانند dodging و burning انجام دهید، که به معنی روشن یا تاریک کردن انتخابی بخش هایی از یک تصویر به منظور هدایت توجه بینندگان شما به جایی هست که می خواهید.

اینها تکنیک های جدیدی نیستند. dodging و burning به آغاز عکاس برتر برمی گردند، اما در ابتدا به سختی به همراه نوردهی بخش های مختلف چاپ برای مدت زمان های مختلف انجام می شدند.

خیلی دشوار بود، و اگر اشتبه همراههی می کردید مجبور بودید دوبه همراهره از اول شروع کنید. dodge و burn این تصویر از اوگن اسمیت (W. Eugene Smith) ظاهرا ۵ روز طول کشیده هست!

امروزه، به همراه لایت روم، می توانید این کار را در عرض چند ثانیه انجام دهید، و هر چقدر می خواهید آن را تنظیم کنید تا وقتی که همه چیز عالی و بی نقص شود. احساس نمی کنید خوش شانس هستید؟ می دانم که چنین احساسی دارید!

ن

نتیجه گیری

پس اینها ۷ جنبه اصلی عکاس برتر هستند که هر عکاس به همراهید آنها را مطالعه کند و انجام دهد. بعضی از آنها را می توان در یک دوره زمانی کوتاه فهمید، و برخی دیگر به یک عمر نیاز دارند تا بر آنها تسلط پیدا کنید. اما این خبر خوبی هست. شما چیزهای هیجان انگیز زیادی برای یادگیری پیش رو دارید!

اما آیا چیزهای دیگری هم برای یادگیری هست؟ موضوعات دیگری وجود دارند که به عکاس برتر شما کمک کنند؟ البته که وجود دارد! اینها فقط یک نقطه شروع هستند.

شاید بخواهید پرتره بگیرید، و آن وقت چیزهای زیادی در مورد تعامل به همراه سوژه و روانشناسی وجود دارد که می توانید یاد بگیرید. یا شاید بخواهید به عکاس برتر سفر بپردازید. در این صورت انواع مختلف ژانرها، از عکاس برتر خبری گرفته تا عکاس برتر منظره دارید، و آن وقت کنجکاوی انسان شناسان برای فرهنگ و علاقه مورخان به گذشته، در گفتن دهستان هایی از مکان هایی که به همراهزدید می کنید به شما کمک خواهد کرد.

هیچ پایانی برای چیزهایی که می توانید به عنوان یک عکاس یاد بگیرید وجود ندارد، اما این ۷ موضوع برای شروع خیلی خوب هستند. پس منتظر چه هستید؟ یکی از آنها را انتخاب کنید و به سراغ آن بروید.

نوبت شمهست

کدام یک از این موضوعات مورد علاقه شمهست؟ موضوع دیگری مد نظر دارید که دانستن آن برای عکاسان ضروری به همراهشد؟

نظرات خود را همین حالا به همراه ما به اشتراک بگذارید!

نویسنده: لورن لیم (LAUREN LIM)

دانلود آهنگ مسعود صادقلو ما به هم میایم