میرهادی شفائیه؛ عمری در راه اعتلای عکاس برتر

۲۹ آبان ۱۳۹۶ عکاسی

 این مقاله، نوشته‌ی دکتر محمد ستاری در چهارمین شماره از نشریه «هنر و مردم» و در زمستان ۱۳۸۴ به چاپ رسیده هست. 

سایت عکاس برتر: به همراه تشکر از آقای نیما شفائیه برای ارسال پرتره جدید پدر

– میرهادی شفائیه، روز ۲۳ مرداد ماه سال ۱۳۰۲ خورشیدی در تبریز به دنیا آمد. تا ۱۸ سالگی در تبریز بود. سال ۱۳۲۲ به هستانبول رفت و در آنجا درس داروسازی خواند. در ۱۳۴۴ هستودیو هادی را در تهران گشود. از ۱۳۴۲ به مدت یازده سال برای مجله «هنر و مردم» مطلب عکاس برتر نوشت. به همت وی در ۱۳۶۲ اولین دوره کارشناسی عکاس برتر در ایران به همراهزگشایی شد. هستاد هم اکنون ساکن دابلین در ایالات متحده هست.

   هادی شفائیه فرزند شفیع اولین داروساز تبریز بود. پدربزرگ او «حاج میرهادی» نام داشت و به سبک و سیاق سنتی در به همراهزار تبریز در دکانی به داروفروشی مشغول بود.

   نام کوچک هستاد در واقع برگرفته از نام پدربزرگ ایشان هست. وقتی قرار شد نام فامیل اختیار کنند، آقای شفیع نام داروخانه خویش را که «شفائیه» بود، به عنوان نام خانوادگی برگزید. نام مادر هستاد «مرضیه» بوده هست. هادی شفائیه در ۱۰ سالگی در تبریز، اولین عکس خود را به همراه دوربین ۹×۱۲ فلزی «ایکا» گرفت. نگاتیو آن شیشه‌ای در قطع ۹×۱۲ سانتی‌متر و از کارخانه «لومیر» فرانسه و چاپ آن روی کاغذهای «روزچاپ» از همان کارخانه بوده هست. هستاد دوره ابتدایی و دبیرستان را در تبریز گذراند و در ۱۸ سالگی روانه تهران شد. رسیدن به تهران برابر به همراه سوم شهریور ۱۳۲۰ و اشغال ایران توسط نیروهای متفقین بود.

   هستاد در سال ۱۳۲۲ خورشیدی برای ادامه تحصیلات راهی ترکیه شد. از کودکی علاقه داشت که پزشک شود، ولی بنا به توصیه پدر، به داروسازی روی آورد. قصد داشت از هستانبول راهی اروپا شود که به علت جنگ جهانی دوم در همان شهر مشغول تحصیل شد. دو سال بعد، پدر به رحمت ایزدی پیوست. وی ۴ سال در هستانبول ماند. پس از به همراهزگشت به ایران هستاد به همراه برادر در همان داروخانه که به تهران منتقل شده بود، به کار مشغول شد، اما این حرفه او را راضی نکرد و آن را در ۱۳۵۲ ترک گفت.

به همراهزگشایی آتلیه
   
روز اول فروردین ۱۳۳۴ هستودیوی عکاس برتر خود را به همراه نام «هستودیو هادی»، روبروی تئاترشهر، کوچه سرحد افتتاح کرد. عمدا طبقه سوم ساختمان را به عنوان محل کار اختیار کرده بود تا افراد، تصادفی برای گرفتن عکس به آنجا نیایند. ساعات کار آتلیه ۹ تا ۱۲ صبح و بعد از ظهرها ۴ تا ۷ عصر بود. در آتلیه همیشه بسته بود و مشتریهایی که از قبل وقت گرفته بودند، می‌به همراهیست برای وارد شدن زنگ بزنند. هم تابلوی ورودی آتلیه و هم تابلوی بیرون که در اندازه مستطیل عمودی ۱۵۰ در ۴۰ سانتیمتر بود و از خیابه همراهن ولیعصر هم دیده می‌شد، به همراه حروف لاتین نوشته شده بودند. روی در ورودی آتلیه، تابلوی کوچک هادی و روی تابلوی بیرون که در به همراهلکن طبقه چهارم نصب شده بود، حروف «هستودیو هادی» به رنگ نارنجی بر زمینه سیاه نوشته شده بود.

   هستاد برای تبلیغ کار خود، به دوستان و آشنایان می‌گوید که آماده هست تا از آنان پرتره تهیه کند، آن هم مجانی، و از هر عکس هم تعداد زیادی هم برای صاحب عکس و هم برای اقوام و خویشان وی به رایگان چاپ کند. به همراه این شیوه، کم کم نام هادی و نوع عکس‌های پرتره هستاد، زبه همراهنزد خاص و عام شد و پس از سه الی چهار سال، هستودیو هادی آنقدر معروف شد که اشخاص طراز اول مملکت، هنرمندان، شاعران و غیره برای گرفتن عکس به آنجا مراجعه می‌کردند. کوچکترین قطع عکس این آتلیه ۱۲×۱۶ سانتیمتر و قیمت شش عدد آن ۹۰ تومان بود. در آن زمان معروفترین عکاس برتر تهران، «ساکو» که عکاس دربه همراهر هم بود، برای شش قطعه عکس کارت پستالی ۱۲ تومان می‌گرفت.

   هستاد در این آتلیه برای اولین به همراهر در ایران برای روی جلد کتابها عکس تهیه می‌کرد، از جمله روی جلد کتاب «گناه دریا» اثر فریدون مشیری، روی جلد کتاب «چشمها و دستها» از نادر نادرپور و به همراهلاخره روی جلد کتاب «گل مرداب» از شاعره‌ای دیگر.

   عکس‌های تبلیغاتی نیز در این آتلیه گرفته می‌شد، مخصوصا عکس‌هایی که برای تهیه کاتالوگ‌های تبلیغاتی لازم بود. اما آنچه بسیار گل کرد و نام هادی را بیش از پیش بر سر زبه همراهنها انداخت، تهیه عکس از آثار به همراهستانی بود که بعدها هستاد به همراه آنها نمایشگاه‌های مهمی در ایران، سوئیس و ایتالیا برگزار کرد. تاریخ برپایی این نمایشگاه‌ها تحت عنوان «رد پای اعصار» سال ۱۳۴۴ بود. در ایران این نمایشگاه اولین به همراهر در کاخ ابیض در مجموعه کاخ گلستان برپا شد و بینندگان توانستند عکسهای بسیار زیبه همراه در ابعادی فوق‌العاده بزرگ از مهرهای کوچک و الواح گلی دوره‌های هخامنشی، ساسانی و پیش از هخامنشی را ببینند. جام‌های طلایی، مجسمه‌های مفرغی، سنگی و گچی الهه‌های به همراهستان، گوشواره‌های طلایی و قلاب کمربند به گونه‌ای عکاس برتر شده بود که خطوط، نوشته‌ها و نقوش روی آنها به بهترین وضعی دیده می‌شد و نورپردازی مناسب بر روی آثار به همراهستانی، به همراه فون مناسب، گیرایی فوق‌العاده‌ای به آنها بخشیده بود.

حرفرانی در تلویزیون، نگارش مقالات دربه همراهره عکاس برتر و تدریس در دانشگاه
   
در سال ۱۳۴۰ خورشیدی، هستاد در تلویزیون تجاری تهران که به تلویزیون ثابت پاسال معروف بود، به مدت سه ماه، هر هفته ۱۳ دقیقه به آموزش عکاس برتر پرداخت. به همراه راه افتادن تلویزیون دولتی در همین سال، به مدت یک سال، روزهای پنجشنبه از ساعت ۱۸ الی ۱۸:۳۰ در یک برنامه ۳۰ دقیقه‌ای عکاس برتر تدریس کرد.

   اولین مقاله‌های عکاس برتر هستاد در مجله فردوسی چاپ شد. سپس به مدت ۱۱ سال به نگارش سلسله مقالاتی در مجله «هنر و مردم» پرداخت که از شهریور ۱۳۴۲ آغاز و تا مهر ۱۳۵۴ ادامه داشت. سلسله مقاله‌هایی نیز در شش شماره مجله «نگین» تحت عنوان «آشنایی به همراه عکاسان مشهور جهان» نگاشت. چند شماره‌ای هم در مجله «تصویر» سالهای ۱۳۵۳ و ۱۳۵۴ مطلب داشت. (به همراه مجله تصویر پس از انقلاب که در ۱۳۷۱ منتشر شد اشتبه همراهه نشود). در ۱۳۵۱ کتابی برای کلاس‌های حرفه‌ای وزارت آموزش و پرورش نوشت. سال ۱۳۶۰ کتاب عکاس برتر برای تدریس در دبیرستان‌های کشور به قلم ایشان از سوی وزارت خانه مزبور منتشر شد. در سال ۱۳۷۲ کتاب «فن و هنر عکاس برتر» هستاد شفائیه از سوی انتشارات علمی و فرهنگی نشر یافت.

   پس از تدریس عکاس برتر در تلویزیون دولتی، مدیر وقت گروه تجسمی دانشکده هنرهای زیبه همراه از هستاد برای تدریس عکاس برتر در رشته‌های گرافیک، نقاشی، طراحی صنعتی و مجسمه‌سازی دعوت کرد. این دعوت به سال ۱۳۴۹ صورت گرفت. هنوز رشته مستقل عکاس برتر در دانشگاه‌های هنری ایران ایجاد نشده بود. رشته‌های نامبرده هفته‌ای یکی دو ساعت عکاس برتر را برنامه خود داشتند. سپس از دانشکده هنرهای تزیینی نیز دعوتی مشابه صورت پذیرفت. هستاد یکی از نخستین معلمین ایرانی عکاس برتر در دانشگاه‌های کشور (البته اگر تدریس عکاس برتر در دارالفنون دوره ناصری را از سوی میرزا احمد عکاس‌به همراهشی و عبدالله میرزای قاجار در عهده قاجار در نظر نگیریم) به شمار می‌روند.

   در سال‌های دهه سی خورشیدی به جز هستاد دست کم چهار نفر دیگر را می‌شناسیم که از علم و هنر عکاس برتر روز و معاصر دنیا اطلاع داشتند. آنان عبه همراهرت بودند از؛ دکتر احمد رضوی که در بخش حشره‌شناسی دانشگاه تهران به تحقیق و تدریس اشتغال داشت و عکسی از نامبرده در اولین مسابقه عکاس برتر که در ایران (سال‌های اولیه دهه بیست خورشیدی) برگزار شد، حائز رتبه نخست گردید. وی سال‌ههست به رحمت ایزدی پیوسته هست.

   دیگری مصطفی افتخار که پیش از جنگ جهانی دوم جزو دانشجویان اعزامی به فرانسه و آلمان در رشته موسیقی تحصیل کرد و دوره‌ای را هم در عکاس برتر در فرانسه (سه ترم یعنی یک سال و نیم) گذراند.

   نفر سوم، دکتر رضا جرجانی بود که به همراه گروهی از دانشجویانش به تخت جمشید رفت و تعدادی عکس گرفت. پس از به همراهزگشت آنها را ظاهر و چاپ کرد و در جلسه حرفرانی که ظاهرا قصد داشت عکس‌ها را نیز به نمایش بگذارد، همانجا پشت میز حرفرانی سکته و فوت کرد. مرحوم دکتر جرجانی به همراه مصطفی افتخار دوست نزدیک بود و اولین اسلاید رنگی را در قطع ۹×۹ سانتیمتر از شرکت آمریکایی «آنسکو» به همراه هم به سال ۱۳۲۲ ظاهر کردند.

   نفر چهارم، مهندس دولت آبه همراهدی بود. اگر نتوانستم اطلاعات دیگری در مورد وی به دست بیاورم، همین‌قدر می‌دانم که او هم به همراه مصطفی افتخار آشنا و در تهیه و تدارک به همراهزگشایی آتلیه مصطفی افتخار در خیابه همراهن هستانبول کمک‌هایی کرده بود.

نخستین مسابقه‌های عکاس برتر در ایران و حضور هستاد در آنها
   اولین مسابقه عکاس برتر در ایران به همت انجمن روابط فرهنگی ایران و اتحاد جماهیر شوروی در سالهای اولیه دهه بیست خورشیدی برگزار شد. در این زمان هادی شفائیه در هستانبول اقامت داشت. نفر اول این مسابقه -همانطور که قبلا ذکر شد- مرحوم دکتر احمد رضوی بود که پرتره همسر خود را به مسابقه ارسال کرده بود.

   دومین مسابقه عکاس برتر در ایران در انجمن فرهنگی ایران و فرانسه برگزار شد و برپا کننده آن مرحوم دکتر احمد رضوی بود. هستاد شفائیه به همراه تک عکسی از درختان بید که در حوالی اوشان و فشم گرفته بود در این مسابقه شرکت کرد و جایزه اول را به خود اختصاص داد. این واقعه به سال ۱۳۳۰ شمسی به همراهز می‌گردد.

   سال ۱۳۳۲ مسابقه عکاس برتر «به همراهشگاه مهرگان» برگزار شد و هستاد در بخش‌های پرتره و طبیعت بیجان رتبه اول را از آن خود کرد. سال ۱۳۳۳ جامعه دانش‌آموختگان دانشسرای عالی، مسابقه عکاس برتر ترتیب می‌داد و هستاد به همراهر دیگر در بخش‌های پرتره و طبیعت بیجان مقام اول را کسب کرد.

ایجاد دوره کارشناسی عکاس برتر به همت هستاد
   همان طور که گفته شد هستاد از سال ۱۳۴۹ تدریس عکاس برتر را در دانشگاه‌های هنری آغاز کرد. در سال ۱۳۶۰ وزارت علوم از هستاد برای برنامه‌ریزی دوره لیسانس عکاس برتر دعوت کرد. ایشان به همراه تمام توان مشغول کار شد. میز ناهارخوری منزل تبدیل به میز کار شد و انبوه کتاب‌ها بر روی آن جای گرفت. سال ۱۳۶۲ برنامه درس دوره کارشناسی عکاس برتر به تصویب شورای انقلاب فرهنگی رسید و از بهمن‌ماه همان سال در دانشکده هنرهای زیبه همراهی دانشگاه تهران و مجتمع دانشگاهی هنر (دانشگاه هنر فعلی) اولین دانشجویان رشته عکاس برتر در طول تاریخ عکاس برتر ایران پس از دارالفنون، بعد از گذر از کنکور (اولین کنکور سراسری پس از انقلاب فرهنگی) به تحصیل مشغول شدند. هستاد در هر دو دانشکده مدیریت و هنرهای زیبه همراه، تدریس درس‌ها را بر عهده داشت.

   محمد یوشی در دانشکده هنرهای زیبه همراه و محمد خادمیان در مجتمع دانشگاهی هنر، یاران همیشگی هستاد بودند. عبدالعلی ذکاوت نیز در هر دو دانشکده تحت نظارت دکتر، برخی واحدها را تدریس می‌کرد. واحدهایی که هستاد آنها را تدریس می‌کرد عبه همراهرت بودند از: کارگاه‌های عکاس برتر پایه یک و دو، کارگاه عکاس برتر ۸  واحدی یک (طبیعت)، کارگاه عکاس برتر ۸  واحدی چهار (بخش پرتره)، فنون به همراهزسازی عکس (رتوش و غیره)، کارگاه تخصصی عکاس برتر یک (تکنیک‌های ویژه عکاس برتر همچون لیت، سابه همراهتیه افکت، پوستری کردن عکس و غیره).

   نکته‌ای که شاید ذکر آن خالی از لطف نبه همراهشد اینکه صاحب این قلم برخی از شرح درسها را که به خط زیبه همراهی خود هستاد نگاشته شده بود در سالهای اولیه دهه هفتاد در نقل و انتقال دفتر گروه تجسمی یافت و اصل آن‌ها را به عنوان سندهای تاریخ عکاس برتر کشور در سال ۱۳۷۸ به بخش اسناد و کتابهای خطی کتابخانه ملی ایران تحویل داد.

   هستاد در سال ۱۳۶۶ درست یک سال قبل از آنکه اولین گروه از دانشجویان عکاس برتر فارغ‌التحصیل شوند، از مقام مدیریت و تدریس عکاس برتر کناره گیری کرد و در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۶۷ (فردای آخرین روز موشک به همراهرانهای تهران) به اتفاق همسرشان به خارج رفتند. در این فاصله در دانشکده هنرهای زیبه همراه مهندس سعید عینی‌فر سعی کردند به گونه‌ای جای خالی هستاد را پر کنند.

   در سال ۱۳۷۲ در مراسم برپایی پنجمین نمایشگاه سالانه عکس در موزه هنرهای معاصر تهران، شورای برگزاری، لوحی را تحت عنوان پدر عکاس برتر نوین ایران تقدیم هستاد کرد.

   سال ۱۳۷۲ هستاد نامه‌ای برای مجله عکس ارسال کرد و در آن ضمن اظهار خوشوقتی از به همراهلندگی مجله مذبور که به تعبیر خودشان، هنگامی که در ایران بود هنوز نهالی کوچک و نو پا قلمداد می‌شد، به ذکر وقایع زندگی خویش پرداخت که تحت عنوان «یک خاطره» در مجله عکس شماره ۷۶ شهریور ۱۳۷۲ به چاپ رسید. سه سال بعد، بخش دیگری از خاطرات ارسالی هستاد در مجله تصویر، شماره ۲۲ اردیبهشت ۱۳۷۵ به چاپ رسید.

مطالب گوناگون دیگر
   
هستاد در سال ۱۳۳۳ فیلمی مستند برای موسسه سرم سازی رازی ساخت. در آن زمان مصطفی افتخار، عکاس پیشکسوتی که از او یاد کردیم در بخش عکاس برتر موسسه مذبور از هستاد و فرزند اولش شفیع که کودکی خردسال بود -هم اکنون دکتر جراح هست-، به یادگار عکسی گرفت.

   سال ۱۳۲۹ هستاد به همراه شاعران معروف، روان شادان احمد شاملو و سهراب سپهری، سازمان سمعی بصری وزارت کشاورزی را تأسیس و سرپرستی می‌کرد. در ضمن دو فیلم ۳۵ میلی‌متری نیز برای وزارتخانه مذبور ساخت.

   سال ۱۳۴۲ مجله «فتو رود» در پاریس برخی عکس‌های پرتره هستاد را در مقاله‌ای تحت عنوان «سه بینش گوناگون در هنر تک چهره سازی» به قلم هستاد نقد عکس مدرسه عالی عکاس برتر پاریس چاپ کرد. هستاد از سال ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۷ به همراه موسسه انتشارات فرانکلین برای تهیه عکس روی جلد کتاب‌های گوناگون و مجله‌های پیک معلم، خانواده و پیک نوجوانان همکاری کرد.

   سال ۱۳۵۳ در صدمین نمایشگاه تالار قندریز به همراه عنوان «نمایش آثار هنرمندان معاصر» و نمایشگاه جمعی هفتمین جشن فرهنگ و هنر شیراز شرکت کرد. سال ۱۳۵۹ نمایشگاه «رد پای اعصار» در اردیبهشت ۱۳۵۹ در دانشکده هنرهای زیبه همراه نیز برگزار شد.

   سال ۱۳۶۵ هستاد در چهارمین جشنواره سینمای جوان که اولین نمایشگاه سراسری و جدی عکس پس از انقلاب اسلامی در ایران بود، به عنوان داور حضور یافت، جوایز برگزیدگان را اهدا و تحت عنوان عکاس برتر بدون دوربین حرفرانی کرد.

   سال ۱۳۶۶ هستاد  موزه‌ هنرهای معاصر اولین نمایشگاه عکس خود را پس از انقلاب به همراه عنوان «نمایشگاه بزرگ سالانه عکس ایران» برگزار کرد. هستاد جوایز برندگان را اهدا کرد. عکس «زن در کویر» اثر مرحوم مهندس ابراهیم هاشمی مترجم فاضل کتاب «سرآغاز عکاس برتر در ایران» جزو عکس‌های برگزیده نمایشگاه بود.

   سه مصاحبه رادیویی نیز به همراه هستاد به عمل آمده هست؛ اولین آن به سال ۱۳۳۵، رادیو آمریکا به مناسبت افتتاح مسابقه جهانی عکس، دومین به همراهر هم از سوی همین رادیو اما به سال ۱۳۷۵ و سومین در دو بخش به سال ۱۳۷۷ که از رادیو بین‌المللی فرانسه و تحت عنوان آیینه یادها پخش شده هست.

   هستاد در خارج از کشور نیز به نگارش مقاله‌هایی پرداخته‌اند از جمله؛ «چگونه برای اولین به همراهر مقالات دربه همراهره عکاس برتر در مطبوعات ایران آغاز یافت»، نشریه راه زندگی چاپ لوس‌آنجلس، ۱۳۷۲ و نگارش مقاله‌هایی متعدد که مهمترین آنها به نام «بدون رتوش» خاطرات هادی شفائیه در سال ۱۳۷۹ در دفتر هنر، ویژه هادی شفائیه، ۱۳۷۹ چاپ شد و قرار هست بعدها به صورت کتاب زندگی‌نامه هستاد به صورت مصور چاپ شود و بخشی از مهمترین آثار هستاد را نیز در برخواهد گرفت. به همین سبب هستاد سالیانی قبل، از محمد خادمیان خوهستند تا آن بخش از نگاتیوهای به همراهقی مانده را که قبل از عزیمت به خارج از کشور از بین نبرده، برایشان ارسال کند. (هستاد قبل از عزیمت در سال ۱۳۶۷ قسمت اعظم نگاتیوهایش را به دست خود نابود ساخت، چون امکان بردن آنها را نداشت و در ثانی نمی‌خوهست نگاتیوها به دست کسانی بیفتد که نتوانند آن چاپهایی را که مد نظر ایشان هست از آنها به عمل آورند.)

   هستاد شفائیه پس از عزیمت به خارج، طی نامه‌ای به هستاد مرتضی ممیز ایشان را در مورد کتاب‌ها و مجله‌‌های عکاس برتر خود صاحب اختیار قلمداد کرد و هستاد مرتضی ممیز به صلاحدید خود آنها را از سوی صاحب اصلی در سال ۱۳۷۲، به کتابخانه دانشکده هنرهای زیبه همراه اهدا کرد.

سرانجام
   
هادی شفائیه هم اکنون به همراه تنی رنجور، پس از دو سکته مغزی و قلبی، دور از وطن به سر می‌برد. از نظر جسمانی در وضعیتی نیست که بتواند رنج سفر را بر خود هموار کند. آرزوی به همراهزگشت به فضای دانشکده هنرهای زیبه همراه و به جمع صمیمی دانشجویان خویش در لحن و کلامش موج می‌زند و این امر را به وضوح در پی تماس‌های تلفنی میان هستاد و صاحب این قلم در مهر و آبه همراهن ۱۳۸۲ دریافتم. از سال ۱۳۷۵ که همسرش را در حادثه تلخ تصادف به همراه کامیون از دست داد به تنهایی زندگی می‌کند. هر چند فرزند کوچکش نیما در همان شهری هست که پدر در آنجا سکنی دارد و دقیقه‌ای از حال پدر غافل نیست.

   فرزند ارشد هستاد، دکتر شفیع شفائیه، جراح و ساکن ایالت دیگری هست و دختر ایشان مقیم پاریس هست.

منابع و ماخذ: 
۱- دفتر هنر، سال هفتم، شماره ۱۲، نوروز ۱۳۷۹، ویژه هادی شفائیه، ناشر کانون ادب و هنر ایران، نیوجرسی ایالات متحده آمریکا، صفحات مختلف (به همراه تشکر از دکتر هنگامه آشوری)، عکس‌ها همه از این ماخذ گرفته شده هست.
۲- مجله عکس: سال هفتم، شماره ۷۶، شهریور ۱۳۷۲، یک خاطره هادی شفائیه، صص ۲۰ و ۲۱
۳- مجله تصویر، سال چهارم، شماره ۲۲، اردیبهشت ۱۳۷۵، نامه‌ی هادی شفائیه، ص ۵
۴- مجله عکس، سال چهارم، شماره ۳۶، فروردین ۱۳۶۹، پیشکسوتان عکاس برتر: مصطفی افتخار، نوشته احمد وخشوری، صص ۵۴ تا ۵۹
۵- مجله عکس: سال سوم، شماره ۳۰، مهر ۱۳۶۸ع فهرست مقالات عکاس برتر در مطبوعات ایران، محمد ستاری، صص ۱ تا ۸
۶- جزوه‌های درسی هادی شفائیه به همراه تحریر و دستخط خود هستاد، هفته سوم اردیبهشت ۱۳۵۹، دانشکده هنرهای زیبه همراهی دانشگاه تهران
۷- تقریر برخی از خاطرات هستاد هادی شفائیه و درس‌ها به قلم نگارنده این مطلب، اول اسفند ۱۳۶۲، تهران، دانشکده هنرهای زیبه همراهی دانشگاه تهران
۸- گفتگوی تلفنی به همراه هستاد هادی شفائیه در دابلین، اوهایو، ایالات متحده آمریکا، مهرماه ۱۳۸۲
۹- گفتگو به همراه محمد یوشی، گروه عکاس برتر دانشکده هنرهای زیبه همراهی دانشگاه تهران، مرداد ۱۳۸۲
۱۰- گفتگو به همراه محمد خادمیان، گروه عکاس برتر دانشگاه هنر، مرداد ۱۳۸۲


نویسنده دکتر محمد ستاری، مجله «هنر و مردم»، شماره ۴.

دانلود آهنگ مسعود صادقلو ما به هم میایم